سيمای زنده به گوران


127

درک نخواهم کر که چرا تیک تیک های قلبت را متوقف می کنی که تنها برای یک تیک هم که شده با تیک تیک های قلب من نا هماهنگ شود!


sheze

یک-دو-شیش

چهار تایی،

من،ن،ال و آقای ه(آقای ه مدتیه با خانم فیلا فیلا بهم زده و دوباره با منه)،

گوشه ی نا دنج و شلوغ کافه ای نشستیم و

در عین بی منطقی منطق های هم را میشمریم

منطق هایی که برخی  به اشتباه آن را احساس می خوانند!


sheze

یک-دو-پنج

پس از مدت ها خانه خلوت شد

در کنار آباژور خاک گرفته ای که نور زردش را پهن کرده بود نشسته ایم

خیره و در فکر

او به سیگارش پک می زند و من، چشم به گیلاس ها ی نیمه پر و خالی روی میز دوخته ام

.

.

.

خانه تاریک است

بطری خالی است

سیگارها در جاسیگاری بر روی هم انباشته است

و

ملافه ها کثیف است و بدون چروک!

..

خانه دوباره شلوغ می شود و

او می رود

شاید برای همیشه


sheze

124

و من خدا را در دو دوست داشتنی ٢ کیلو گرمی دیدم!


sheze

123

و اینک احوالات ما بدین گونه می باشد:

               یه پا جلو

                               دو پا پس!!!


sheze

122

عمری تمامی پا سوختگانی که به دورم واق واق می کردند را چخ می کردم،

حال خود شده ایم سگ سوزن خورده ای که با وجود چخ های فراوان باز هم دم تکان می دهد!


sheze

121

دانه های براق روی صورتم،روز به روز شفاف تر می شوند

و

چشمانم روز به روز سفیدتر.

ســــــــــــــفیِِِِِِِِِِِـــــــــــــــــــــــــــد کـــــدر!

.

.

.

کدورت چشمانم را پر کرده است!


sheze

120

تو اتوبوسی که بدهنه اش با سرعت سفر قزوین روکش شده،نشستم و

تمام فکر و ذهنم درگیر آقای هـ و دوستشه که تو ترمینال غرب گم شدن

 

٨٧.۶.٢۵ 


sheze

119

پس از آن رسوایی..

پس از آن بی غیرتی و بی ناموسی و

خلاصه پس از آن پشیمانی..

آقای ه ترجیح داد تمامی پلیدی های وجودش و د.ی.و.س گری هایش را انگشت کند و بالا بیاورد و

شاید کاندیدای ریاست جمهوری شود! 


sheze

118

به نظر من این روزها دانستن خیاطی،آشپزی،آرایشگری و حتی گل دوزی و سایر هنرهای دستی برای خانمها و آقایان،موجب بی کلاسی و املی و صفات دیگر نخواهد شد که هیچ،بلکه موهبتیست الهی!

بعــــــــله!


sheze